تفکرات رایج در مورد مهاجرت چقدر صحت دارند؟ قسمت دوم

with 11 دیدگاه 2,540 مشاهده

در مطلب قبلی به برخی از تفکرات رایج در مورد مهاجرت پرداختیم و در مورد صحت یا عدم درستی این مسائل باهاتون صحبت کردیم. توی این مطلب هم سعی داریم به پنج مورد دیگه از این شبهات بپردازیم و در موردش توضیح بدیم:

میگن غربت آدمو میگیره

این از اون مواردیه که واقعا نمیشه یک نسخه کلی در موردش پیچید، چون که فاکتورهای خیلی زیادی توش دخیل هستن! مثل موارد زیر:

  • وابستگی: فرد قبل مهاجرتش چه میزان وابستگی به دوستان، خانواده و جغرافیایی که توش بوده، داشته.
  • انعطاف: اون آدم چقدر توانایی حل شدن تو محیط جدید رو داره.
  • سبک زندگی متناسب: شهر و کشوری که بهش مهاجرت کرده چه سبک و مدل زندگی ای داره.
  • دوستیابی: آیا توانایی دوستیابی داره؟ آیا دوست هم زبون داره؟
  • آب و هوا: در مقصد، هوا چند روز آفتابی و چند روز ابریه.
  • زندگی شخصی: اوضاع اون آدم از لحاظ متاهلی یا مجرد بودن، و همینطور درس یا کار، رضایت بخشه؟

اینا همه از عواملیه که میتونه روی حال فرد اثر بذاره!

موارد زیادی از عوامل و پارامترهای دیگه هم هستند که تو غربت گرفتن یا نگرفتن مهاجر نقش بازی میکنن. بنابراین به هیچ عنوان، به قطعیت نمیشه اظهار نظر کرد که هر کسی که مهاجرت میکنه، در دام غربت اسیر و گرفتار میشه، چه بسا افرادی هم وجود دارن که به قدری در مهاجرتشون حل شدن که وقتی برمیگردن ایران، غربت میگیردشون!

از طرفی آیا بارها براتون اتفاق نیوفتاده که تو شهر خودتون در غروب فلان، تو اتاقتون در حالی که پیش خانواده و دوستان هستید یا حتی زمانهایی که مشکلی براتون پیش میاد، دلتون بگیره یا توی یک جمع باشید و ندونید چتونه، یا بی دلیل دلتنگ باشید؟ توی خارج از ایران، اسم همه‌ی اینها رو «غربت گرفتگی» میگذارید!

نتیجه گیری: حرف ها رو بشنوید ولی به خودتون نگیرید! شما میتونید قصه مهاجرت خودتون رو داشته باشید!

میگن زبان خیلی مهم نیست

هر کی گفته … لطفا اونو به من نیشان بده!

اولین، دومین، سومین و آخرمین لازمه زندگی، تحصیل و کار تو جامعه مقصد اینه که، زبانتون رو تقویت کنید. بدون دونستن زبان، از خرید ماست از بقال سر کوچه تا برقراری ارتباط با همکاران، همکلاسی‌ها، استادان، کارفرمایان و …. همیشه به مشکل بر میخورید و این مشکلات، شما رو به مرور زمان فرسوده، خسته و آشفته میکنه! ضمنا از لحاظ کاری، تو بازار رقابتی امروز در دنیا، افرادی برنده هستن که بتونن خوب تعامل کنن و منظورشون رو به دقیق‌ترین و موجه‌ترین نحو ممکن انتقال بدن، که این مساله بدون دونستن زبان قطعا امکان پذیر نیست!

علاوه بر این، از اونجایی که ندونستن زبان، میزان معاشرت ها و انتخاب های شما رو محدود میکنه، کم کم باعث انزوا و غربت بیشتر شده و به تدریج شما رو از مهاجرت و مسیری که رفتید، دلزده میکنه.

نتیجه گیری: پانتومیم و بادی لنگواج، هنرهای زیبایی هستن، ولی برای زندگی کردن تو جامعه مقصد، به هیچ عنوان کافی نیستن.

میگن ازدواج با خارجی بهتره

داشتن پارتنر خارجی بعد از مهاجرت، میتونه مزایا و معایب خودش رو داشته باشه. علاوه بر پشتیبانی روحی و عاطفی شریک زندگی، اون آدم میتونه به شما کمک کنه که خیلی سریعتر جذب محیط بشید و از همه مهمتر، زبان یاد بگیرید. معمولا هم با وجود همسر یا پارتنر خارجی، مسایل اقامتی راحت‌تر جلو میره و سریع‌تر به نتیجه میرسه.

اما طبق شنیده ها و دیده ها، معمولا تفاوت های کلامی و فرهنگی، در بعضی مواقع تو این روابط مشکل سازه، مثلا شما و شریکتون اخبار مشابهی رو دنبال نمیکنید، خاطرات نوستالژی ندارید، جک‌های همدیگه رو نمیفهمید و یک عالمه عدم تشابه فرهنگی که باعث میشه درک مشترکتون کمتر بشه!

اما در کل، این هم از اون مواردیه که ممکنه فرد به فرد متفاوت باشه و نسخه پیچیدن در موردش اصلا درست نیست! بعضی از افراد با همشهری خودشون هم نمیتونن کنار بیان، و در مقابل، عده ای از غرب و شرق دور با هم جفت و جور میشن.

نتیجه گیری: زندگی پر از تجربه است!

میگن پاسپورت گرفتن خیلی راحته

خیلی از افرادی که مهاجرت میکنن، چه موقت برای تحصیل و چه دایمی برای کار، هدف اول و آخرشون گرفتن پاسپورت و تابعیت کشور مقصده و معمولا از اون جایی که تو پروسه مهاجرت، جوگیری و عجله بیداد میکنه (بیداد ها!) و اطلاعات غلط به راحتی از کانال های نادرست، دست به دست میشه، باعث میشه که تجارب فاجعه‌باری از مهاجرت ببینیم و بشنویم، که در نهایت بعد از سالها (مثلا ۱۵ سال) نه تنها فرد (و خانواده اش) نتونستن پاسپورت بگیرن که کل زندگیشون رو هم باختن و دست از پا درازتر برگشتن!

هدف در اینجا این نیست که بگیم کدوم کشور در طی چند سال پاسپورت میده (که شاید تو مقاله جداگونه‌ای در آینده بهش پرداختیم) ولی خیلی خوبه که بدونیم پاسپورت گرفتن از تقریبا هر کشوری در دنیا، پیچیدگی‌های خاص خودش رو داره و هیچ کشوری در دنیا وجود نداره که پاسپورتش رو دو دستی تقدیم شما بکنه، و این پروسه با شرط و شروط زیاد، سالها طول میکشه! سالها! … اگر هم جایی رو با مشخصات فوری فوتی پیدا کردید، حتما شک کنید!

نکته: پاسپورت گرفتن با اقامت گرفتن فرق داره. اقامت گرفتن، امری موقتی در هنگام ورود شما به یک کشور به قصد تحصیل یا کاره که باید پس از اتمام مدت زمانش، به کشور خودتون برگردید، اما پاسپورت به منزله‌ی گرفتن ملیت یک کشور و اقامت مادام العمره!

نتیجه گیری: لقمه راحت الحلقومی وجود نداره. برای شهروند رسمی شدن (ملیت)، باید زحمت های زیادی بکشید!

میگن برای مهاجرت سنت بالاست

افرادی وجود دارند که در چهل سالگی وارد دانشگاه میشن، در پنجاه – شصت سالگی یک بیزینس رو شروع میکنن و ثمره زندگیشون رو تو دهه آخر عمرشون میبینن، این لزوما بهترین و موثرترین حالت یک زندگی ایده آل نیست ولی این هم درست نیست که بعد رسیدن به یک سن خاصی، کل مسیرهای پیش رو رو مسدود کنیم و رو به قبله بخوابیم! قصه های زیاد و موفقی از مهاجرت وجود داره که افرادی در سن‌های بالا، به تنهایی یا با خانواده تصمیم کبری شون رو گرفتن و رفتن!

اگر برنامه ی مشخصی در جامعه مقصد، برای مهاجرت و آینده‌ی شغلی، تحصیلی و اقامتی دارید، بین زندگی ایران و خارج، به اندازه کافی مقایسه کردید و سبک سنگین های لازم رو انجام دادید، به سن خیلی توجه نکنید!

نتیجه گیری: هر چی سن بالاتر میره، محافظه کاری‌ها هم بیشتر میشه، ولی اجازه ندید از حد طبیعی خودش تو تصمیم گیری در مورد زندگیتون، خارج شه!

حرف آخر

از این حرف‌ها و تفکرات مطلقی که به صورت عامه، در مورد زندگی در خارج از ایران وجود داره، کم نیست. ما همچنان داریم به این لیست اضافه میکنیم. اگر شما هم مشابه این حرف‌ها رو شنیدید و میخواهید بدونید که درسته یا نه، همینجا از ما بپرسید تا تو پست‌های بعدی در موردشون بنویسیم و توضیح بدیم.

 

نظرتون چیه؟ کامنت بگذارید

به من اطلاع بده وقتی
avatar
1000
مرتب‌سازی بر اساس:   جدیدترین | قدیمی‌ترین
Negin
مهمان

سلام مازي جون . ممنونم از وبسايت خوبت . ميشه راجب ادامه تحصيل بچهاي رشته هاي پزشكي و دندون پزشكي هم صحبت كني .من دانشجوي دندونم و خيلي به ادامه تحصيل و أقامت فكرميكنم دوست دارم يه ويو ازش داشته باشم ممنونم 🙂

Leila
عضو

ممنون از اطلاعات خوبی که به اشتراک میذارید.
من و دوست پسرم جفتمون میخواهیم تحصیلی مهاجرت کنیم. فقط الان به خاطر خانواده ها ما باید ازدواج کنیم تا بتونیم با هم بریم.(اگه نخواهیم یواشکی باشه با هم رفتنمون). از طرفی من از خیلی ها شنیدم که ایرانی هایی که با هم میرند اون ور به مشکل میخورند. به خصوص توی هضم فرهنگ جدید. اگر این باور درست باشه پس ازدواج ما تو ایران قبل رفتن اشتباهه. ممنون میشم درباره ی این باور و مشکل که زوج های ایرانی اون ور بعد مهاجرت به اختلافات زیادی میخورند هم بگین. ممنون

مجتبی
مهمان

با سلام
میخواستم بدونم در اروپا و مخصوصا آلمان، سوییس، هلند و سوئد و نروژ، میزان نژادپرستی چقدر هست؟ آیا دید بدی نسبت به ایرانیا دارند؟ و در مصاحبه های کاری این مساله تاثیرگذار هست یا خیر
من میخوام در آینده برای زندگی مهاجرت کنم. ابتدا با درخواست دکترا و بعدش ویزا کار و…

میلاد اللهیاری
عضو

سلام، منو راهنمایی کنید

سارا
مهمان

من و دوستم درحال انجام پروسه برای بورسیه تحصیلی به ایتالیا هستیم در این مورد هم اگر بیشتر صحبت کنی عالیه

wpDiscuz